ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

سال پیروزی

در مسائل اجتماعی نباید و نمیتوان زمان مشخصی برای به رسیدن به اهداف مشخص تعیین کرد یعنی علمی نسیت که ما بگوئیم مثلا در فلان تارخ حکومت سرنگون میشود و یا تغییرات اساسی بوقوع میپیوندد. همۀ اینها درست ولی نمیدانم این چه صدائی است که همواره در گوشم زمزمه میکند: امسال، سال سرنوشت است. امسال، سال پیروزی آزادی است. امسال، سال ببار نشستن خون ندا و سهراب و هزاران شهیدی است که درتمام این سالهای مبارزه برای آزادی بخاک افتادند. امسال، سال پیروزی است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

شبه روشنفکران بی ریشه

اخیرا در جائی مصاحبه ای خواندم از علی میر فطروس. قصد پاسخگوئی به آنچه در مصاحبه مطرح شده ندارم بلکه میخواهم به یک نکته اشاره کنم و آن اینکه بعد از انقلاب 57، عده ای پیدا شدند که برای "نام" ، به روشنفکران و مبارزان قبل از انقلاب حمله کرده و تمامی کج رویهای جمهوری اسلامی را به پای گذشتگان نوشتند. و از انجا که خارج از کشور بسر میبردند میتوانستند بدون دغدغه هر آنچه میخواهند به مذهب حمله کنند و از برکت وجود نشریاتی چون نیمروز و کیهان چاپ لندن به نشر اثارشان بپردازند. از همین رهگذر "روشنفکر" و "محقق" بود که از چپ و راست  سر از این نشریات در میاورد. یکی از این "روشنفکران" بی وطن، ببخشید، دور از وطن همین جناب میرفطروس است که ید بیضائی در به خیال خودش مبارزه با مذهب دارد و از همان سالهای 60 به نگارش جزواتی در این مورد پرداخته و دربخشی از ایرانیان خارج از کشور هم برای خودش جائی باز کرده است. اما یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که چون تمامی گفتنیهای مربوط به مذهب را قبلا امثال کسروی در نوشته هایشان آورده اند لذا دست این جنابان چندان باز نیست و لذا مجبور از تکرار میشوند. جمهوری اسلامی برای این دسته از "روشنفکران" نعمتی آسمانی محسوب میشود دقیقا به همان شکلی که جنگ برای خمینی و نظامش نعمت بود
حوصله میخواهد و وقت تا به نوشته های این طیف پرداخته شود  

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

اندر افاضات جناب مهاجرانی

جناب مهاجرانی گویا فیلشان یاد هندوستان کرده که در مصاحبه ای چنان چرخش براستی کرده اند که ترحم آدمی را بر میانگیزد. البته قرار هم نبوده که امثال ایشان چندان آبی برای این جنبش گرم کنند، اما اینچنین چرخشی هم دور از انتظار مینمود. حال سوالی که از جناب مهاجرانی و همفکرانشان مطرح است این است که اگر قرار باشد در همچنان به همان پاشنۀ قانون اساسی فعلی و ولایت مطلقۀ فقیه بچرخد، مگر مردم مخ خر خورده بودند که به خیابان بیایند و کشته بدهند و زندان و شکنجه و تجاوز و... را تجربه کنند؟ این قانون اساسی تضادهای حل ناشدنی بسیار دارد که هر چه هم بخواهید بزکش کنید از کراهتش کاسته نمیشود. تغییرات اساسی لازم است تا بتوانیم دمکراسی را در ایران تجربه کنیم. آقای خامنه ای در تمام این جنایاتی که صورت گرفته نقش محوری داشته و همه میدانند که اگر دستور ایشان نبود، کسی جرات نمیکرد بسوی مردم تیراندازی کند. حال شما میگوئید با ایشان مشکلی ندارید؟ آقای خامنه بیمار روانی است و باید معالجه شود، نه اینکه فرمانروائی کند. باعث تاسف است از کسی با دانش شما که از این نکته غافل شده باشید که ولایت فقیه بزرگترین توهین به شعور یک ملت است و تا زمانیکه این جرثومه در قانون اساسی باشد سخن گفتن از مردم سالاری و آزادی، تنها یک شوخی بی مزه است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

خامنه ای بدنبال جنگ

آقای خامنه ای اگر فکر میکنی با راه اندازی جنگ میتوانی از دست مردم خلاصی یابی و چند صباحی به حاکمیت استبدادی ات ادامه دهی، سخت در اشتباهی. بدان در صورت وقوع جنگ مردم ایران از ولایت جابرانه ات حمایت نخواهند کرد، بلکه بر عکس، اینبار بر خلاف جنگ با عراق، امانت را خواهند برید و بساط دجالیتت را بر خواهند چید. اگر جنگ با عراق "نعمت" بود تا پایه های جمهوری اسلامیتان را مستحکم کنید، جنگ آینده سقوطتان را دو چندان تسریع میکند. مردم ایران از شما بیزارند این را بفهمید