ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

درس تاریخ

این روزها باز هم شاهد هجمۀ حمله به کروبی هستیم و قبل از آن هم موسوی مورد "عنایت" حضرات خارج نشین قرار گرفته بود. و در این میان جناب نیک آهنک کوثر گوی سبقت از رقیبان ربوده و به تخریب چهره رهبران جنبش سبز با شدتی بیشتر از گذشته مشغول است. اما مشکل در کجاست؟ چرا هر گاه کسی از تخریب کنندگان انتقاد میکند مورد حملۀ خارج نشینان قرار میگیرد و متهم میشود به دیکتاتور پروری و سبزاللهی و...؟ چرا از تاریخ درس نمیگیریم و کودکانه از این که "لج" دیگران را در آوریم شادمان میشویم. گفتن حقیقت خوب است، اما متوجه باشیم که با گفتن حقیقتی، حقیقت بزرگتری را قربانی نکنیم
تاریخ به ما میاموزد که اصلی ترین دلیل شکست جبهۀ ملی دوم در زمان نخست وزیری دکتر امینی آن بود که جبهه، تضاد اصلی خود را دولت دکتر امینی قرار داده بود و هر چه امینی التماس میکرد که بزرگترین مانع و مشکل دربار است و باید همه بر علیه دربار متحد شویم به گوش کسی نرفت که نرفت. تنها به دلیل آنکه امینی را امریکائی میدانستند. نتیجه آن شد که شاه با امریکا ساخت و آن ازادی نیم بندی که حاصل دولت امینی بود و احزاب توانسته بودند بعد از کودتا دوباره فعالیت علنی کنند، با برکناری امینی از بین رفت وسالها بعد تحلیل گران به این نتیجه رسیدند که ناخواسته در دعوای بین امینی و شاه، طرف شاه را گرفته بودند بدون آنکه از شاه مستقیم حمایت کرده باشند! حال حکایت امروز ما عجیب شباهتی به آن دوران دارد. شما اینطور فکر نمیکنید؟
ما چه خوشمان بیاید و چه نیاید، در مرحله ای از تاریخ کشورمان قرار گرفته ایم که بناچار مجبوریم دست به انتخابی بزنیم که شاید انتخاب خوش ایندی برایمان نباشد اما اگر در مبارزه با استبداد حاکم بر کشورمان جدی هستیم و اگر درد مردم و مملکتمان را داریم بی تعارف باید به این انتخاب تن دهیم. یادمان باشد در دنیای واقعیتها، جنبش سبز و رهبرانش، تنها امکان بزیر کشیدن حاکمیت استبدادی دینی هستند و چنانچه به هر دلیلی این امکان از دست برود، یقین داشته باشید که هرگز خود را نخواهیم بخشید. بیایید از تاریخ درس بگیریم و تکرار نکنیم اشتباه گذشتگان را. موسوی و کروبی بخشی از این حاکمیت و از ارادتمندان آقای خمینی بوده اند و یقینا سهیم در اشتباهات و حتی جنایات دهه 60 ولی آیا با برجسته کردن آن دوران ، آب به اسیاب دشمن اصلی مردم نمیریزیم؟
آیا همینکه موسوی و کروبی در برابر خامنه ای و جنایتکاران پیرامونش قرار گرفته اند و همه چیز را به جان خریده اند و بارها هم موضع خود را به طور شفاف در زمینه های مختلف بیان کرده اند، کافی نیست که به حمایت از آنها بپردازیم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

نامه نگاریهای بی فایده

این روزها شاهد نامه نگاری هائی هستیم که از سوی افراد و گروه های مختلف به مقامات نظام نوشته میشود. نمیدانم منظور نویسندگان نامه ها چه میتواند باشد، ولی قدر مسلم آن است که روسای قوای مقننه و قضائیه و اجرائیه که به اندازۀ آبدارچی دفتر آقای خامنه ای هم قدرت ندارند و خودشان هم بر این امر واقفند. یکی را که خود خامنه ای راسا انتخاب میکند و آن دو تای دیگر هم با تقلب دست ساز جناب خامنه ای بر مسند ریاست تکیه زده اند و از همین روست که جرات مخالفت با ولی نعمتشان را ندارند. پس این نامه نگاریها برای چیست.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

هشداری چند باره

در مورد فعالیت باند وزارت اطلاعات رژیم در سایتهای مختلف قبلا هم هشدار داده شده ولی گویا چندان از طرف دوستان جدی گرفته نشده که میبینیم لینکهای ارسالی در این اواخر به موضوعاتی میپردازند که کوچکترین رابطه ای با مسائل ایران ندارند. از اختاپوس پیشگو گرفته تا مسائل مربوط به لاغری و تست هوش و گربۀ مرتضی علی و ... و در برخی موارد هم پرداختن به مجاهدین خلق و صد البته از موضع خبری! دعوای مجاهدین با حاکمیت بر کسی پوشیده نیست، اشتباهات مجاهدین هم البته از سوی نیروهای خارج از کشور بارها و بارها مورد نقد و بررسی قرار گرفته، اما تروریست خواندن مجاهدین و پخش چنین اخباری تنها از سوی وزارت اطلاعات رژیم صورت گرفته و میگیرد، لذا کد شناسائی باند سربازان گمنام امام زمان یکی هم همین تروریست خواندن مجاهدین است
رژیم حاکم بر ایران تمام تلاشش را میکند تا اذهان را از تضاد اصلی منحرف کند و مردم را درگیر مسائل فرعی کند و بنظر میرسد در این زمینه به موفقیتهائی هم رسیده که نمونه اش سالگرد 18 تیر بود که کمترین اخبار در این رابطه در سایتها ملاحظه شد. نمونه ای انحرافی برای مثال دعوا برسر دانشگاه آزاد است و یا پرداختن به دعوای امثال لاریجانی و توکلی با احمدی نژاد، اینها انحرافی است و باید با هشیاری از سدشان گذشت
دعوای اصلی جنایاتی است که توسط شخص خامنه ای صورت گرفته و باید همه حول همین محور فعالیت کنند چرا که تضاد اصلی اکنون آقای خامنه ای است و نباید انرزی مان را صرف فرعیاتی که بیشترش ساختگی است و خود رژیم برای انحراف افکار عمومی آنها را بوجود میاورد کنیم
توجه داشته باشیم که جناب کروبی بخوبی اعلام کرده اند که "نه از اسلام این نظام چیزی باقی مانده و نه از جمهوری اش" لذا سیستم حاکم را باید بازتعریف کرد و در دامهایی که وزارت اطلاعاتش در دنیای مجازی پهن میکند گرفتار نشویم

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

هر دم از این باغ بری میرسد

آقای خامنه ای به خیال خام خودش باز هم مکر بکار برده و خیمه شب بازی جدیدی راه انداخته بنام "محکومیت جنایتکاران کهریزک" که حتی مرغ پخته را هم به خنده وامیدارد. جنایتکاران اصلی از ایشان پست و مقام گرفتند و حالا چند بی نام و نشان را میخواهند دراز کنند تا قدری از خشم مردم بکاهند. نه آقا، خودتی! این بازیها دیگر خریدار ندارد واگر توانستی قتلهای زنجیره ای را ماست مالی کنی، اکنون با یک ملت طرفی که خوب میدانند جنابعالی مسئول تمامی این جنایات هستی. فریادشان را که در خیابانها شنیدی! یا تو هم میخواهی به تاسی از تیمسار ازهاری بگوئی "نوار است" این تازه اغاز کار است. باش تا سرانجام جنایاتت را ببینی

ما پیروزیم اگر

حاکمیت جور و جنایت با تمام توان حداکثر استفاده را از داشته هایش میکند. یعنی استفاده از نیروهای انتظامی و بسیجی و گارد مخصوص خامنه ای بنام لباس شخصی ها. در مقابل، جنبش سبز تنها امکانش حضور در خیابانهاست و چنانچه خیابان را از دست بدهد، حال به هر دلیلی که میخواهد باشد، به مرور به انفعال کشیده شده و تنها به نق زدنهای گاه و بیگاه دچار خواهد شد. لذا از تمامی کسانی که دل در گرو آزادی ایران و ایرانی دارند، بخصوص آقایان موسوی و کروبی انتظار میرود مردم را از این سلاح موثر محروم نکنند و با هوشیاری و تاکتیکهای موثرمردم را به خیابان دعوت کنند. حاکمیت وحشت غیرقابل تصوری از حضور مردم در خیابانها دارد. متاسفانه خرداد را از دست دادیم، بیائید برای 18 تیر برنامه ریزی کنیم. حاکمیت توان بسیج نیرو در دراز مدت را ندارد و چنانچه مردم بطور مداوم خیابانها را تسخیر کنند، شک نکنید که پیروزی جنبش سبز قطعی خواهد بود. مردم تا بحال بهای زیادی برای آزادی پرداخته اند نگذاریم خونهای ریخته شده و روح های زخم دیده عزیزانمان بهدر رود. ما پیروزیم اگر به قدرت خود ایمان آوریم. ما پیروزیم اگر به پوشالی بودن حاکمیت ایمان بیاوریم. ما پیروزیم اگر با هم باشیم و با هم سرود آزادی سردهیم.
دوستان، عزیزان، خواهران و برادران، چشمان ندا ما را به خیابان فرا میخواند، نگاه سهراب در انتظار ماست و مظلومیت ترانه و همۀ شهیدانمان و اسیرانمان چشم انتظار حضور ما در خیابانهاست.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

سخنی با جناب مهاجرانی

مدتهاست تلاش میکنم وارد بحثهای انحرافی و تفرقه افکنی که از سوی تعدادی از ایرانیان خصوصا در خارج از کشور مطرح میشود وارد نشوم اما اخیرا جنابعالی سخنانی مطرح کرده اید که لازم است ضمن پاسخگوئی به آن قدری هم به تحلیل این گونه سخن گفتن پرداخته شود
فرموده اید جنبش سبز و رهبران آن خواهان برکناری آقای خامنه ای نیستند، بیائید قدری در همین جمله تامل کنیم. تا آنجا که میدانم و میدانیم انتخابات دهم ریاست جمهوری بنا به خواست و فرمان آقای خامنه ای مهندسی شد و تقلب بزرگ دستپخت شخص ایشان بود. تا اینجا فکر میکنم اختلافی با هم نداشته باشیم. اما حوادث بعد از انتخابات نیز بنا بر تمامی شواهد زیر نظر ایشان و دستور مستقیم وی بر برخورد خشن با مردم معترض بوقوع پیوست. خط و نشانهای اقای خامنه ای برای جنبش و رهبرانش بارها و بارها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده و لازم به اثبات دوباره نمیباشد. حمله به کوی دانشگاه، کهریزک، و بگیر و ببندهای بی حساب و کتاب هم همگی از همان قماش است همانگونه است تجاوزات در زندانها و شکنجه و اذیت و آزارهائی که توسط نیروهای رنگارنگ در این مدت بر مردم روا داشته اند. بعید میدانم در مورد موارد بالا با هم اختلاف نظر داشته باشیم. تنها کافی است نگاهی اجمالی بیندازیم به بیانیه های جناب موسوی و صحبتهای جناب کروبی به مناسبتهای مختلف که در تمامی انها نظام را مسئول تمامی موارد فوق میدانند و فکر نمیکنم لازم به توضیح واضحات باشد که منظور از نظام همانا شخص آقای خامنه ای است. و مگر میشود شخص اول مملکت که اتفاقا علاقۀ بیمارگونه ای هم در دخالت در تمامی امور را دارد مسئول تمامی رویدادهای این یک سال ندانیم
حال سوال این است اگر با تمام این مسائل باز هم بخواهیم آقای خامنه ای را بعنوان رهبر نظام برسمیت بشناسیم، فکر نمیکنید به شعور مردم توهین کرده ایم و تمامی مصیبتهائی را که در این یک سال بر مردم رفته را بیهوده و پوچ قلمداد کرده ایم؟

جناب آقای مهاجرانی! من هر چه سعی میکنم منظور شما را از سخنان اخیرتان بفهمم راه بجائی نمیبرم. باور کنید آقای خامنه ای جنایتکار است و اگر نمیخواهید فردا در مقابل مردم قرار گیرید بهتر است خود را از تفکر "خودی" و "غیر خودی" خلاص کنید چرا که به نظر میاید علیرغم تحول در اندیشه، با کمال تاسف تغییر در نگاه را نتوانسته اید در خود تجربه کنید و کماکان نگاهتان به مسائل پیش آمده نگاه درون خانوادگی است و از همینجاست که تفکرات خارج از تفکر خانوادگی را بیرون از جنبش سبز ارزیابی میکنید و من مانده ام حیران که چگونه میتوان با جنایتکاران هم خانواده بود. داستان جنبش سبز تازه آغاز شده و در این راه یقینا پخته تر و باتجربه تر از گذشته براه خود ادامه میدهد تا به اهداف خود که آزادی و دمکراسی است دست یابد. جناب مهاجرانی مدتهاست خندقی دوباره میان جنایتکاران حاکم بر ایران و در راس آن خامنه ای ومردم ایران حفر شده و ما و شما باید که  با هر ایده و عقیده ای تکلیفمان را با خودمان و با این خندق روشن کنیم که در کجای این دعوا ایستاده ایم که براستی در یک سو یزیدیانند و در دیگر سو آزادگان     

باز هم تفرقه

جای بسی تاسف است که بجای پرداختن به موضوعات مهمتری که پیش پای جنبش است مدام درگیر گفته های جنابان مهاجرانی و کدیور و احتمالا در آینده سروش و عبدالعلی بازرگان و اشکوری و... میشویم. از آنطرف یکی پیدا میشه و بحثهای کهنه در مورد محمد و قرآن و اسلام و در نهایت خدا را بخورد جماعتی بیسواد میدهد که اینها هم برایش کف بزنند و واژۀ استاد را بی محابا بخوردش بدهند، که چه واژۀ یتیمی است این استاد! نمیدانم درد اینان از کجاست که هر آنچه بوی مذهب میدهد این جماعت را از خود بیخود میکند. اگر از جمهوری اسلامی است، که بعید میدانم، که بیشترین قربانی را همین مذهبی ها در مبارزه با آن داده اند و اگر سوزش بخاطر سرنگونی رژیم گذشته است که رک و راست اصل مطلب را بگویند و بیخود سنگ دمکراسی خواهی به سینه نزنند که با هیچ سریشمی نمیتوانند پهلوی ها را با دمکراسی جمع ببندند. بهرحال از اصل مطلب دور نشوم و آن اینکه مردم ایران در یک کلام خواهان دمکراسی هستند و تا آنجا که تجربه کرده اند جمهوری اسلامی، رژیمی نیست که توان آن را داشته باشد که در این وادی قدم بگذارد و چنانچه کسی بخواهد جنبش سبز را به هر عنوانی برای خود و گروه همفکرش قبضه کند جز اینکه آب به آسیب خامنه ای بریزد کار دیگری نمیکند، حال میخواهد این گروه مذهبی باشد و یا غیر مذهبی و یا ضد مذهبی، هر چه باشد از مرحله پرت است چرا که جنبش سبز با همۀ گوناگونیش خواهان آزادی و دمکراسی است لذا بجای پرداختن به این بحثهای صد من یک غاز در خارج از کشور به نیاز مردم در داخل پاسخ دهیم که خواهان اتحاد هستند. تفرقه در اپوزیسیون دقیقا همان چیزی است که توانسته این رژیم را تا کنون حفظ کند اگر نمیخواهیم تجربۀ سالهای نخستین انقلاب را تکرار کنیم دست از بحثهای کودکانۀ دشمن شاد کن برداریم و در راستای نیاز های واقعی مردم حرکت کنیم.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

وقاحت؟

دوباره آخوند یزدی افسار پاره کرد و چرندیاتی در مورد خامنه ای بخورد کسانی داد که بهتر از همه به بی لیاقتی و بی درایتی خامنه ای واقف هستند، و شاید در همان هنگامی که یزدی در مدح خامنه ای عربده میکشید، در دل از خنده بقول معروف ریسه میرفتند. اما براستی برای وقاحت این طایفه باید واژگان جدیدی خلق کرد چرا که هیچ کلمه ای نمیتواند بخوبی حق مطلب را در مورد این حرامیان بیان کند. الان یک سال است که مدام از نابودی "فتنه" دم میزنند اما همینکه گمان میبرند ممکن است تظاهراتی انجام شود به ناگاه کشور در لاک حکومت نظامی فرو میرود و شهر در اختیار نظامیان و عده ای دیوانه زنجیری بنام لباس شخصی قرار میگیرد. و در همین حال در برابر دوربینهای خبرنگاران اعلام میکنند "ایران آزادترین کشور جهان است" ! من از شما میپرسم برای این همه وقاحت چه واژه ای باید بکار برد؟

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

ترس خامنه ای

خامنه ای بشدت ترسیده طوری که حتی نمیتواند این ترس را پنهان کند. کسی که همواره حفظ ظاهر میکرد اکنون چنان وحشت زده شده که برای نجات به قم میرود و پنهانی تلاش میکند تا بلکه حمایت بعضی از مراجع را بدست آورد که البته بجز همان یکی دوتای حکومتی بعید است کسی از او حمایت کند برای همین فرمان حمله به بیت مرحوم منتظری و آقای صانعی را پیشاپیش صادر کرده تا به دیگران پیام داده باشد که حواسشان جمع باشد که با چه جانوری سرو کار دارند. حال باید منتظر شد و دید دست آورد قم چه میتواند باشد
انزوای بیشتر خامنه ای یا بی آبروئی بیشتر مرجعیت


وزارت اطلاعات و سایتهای خبری

دوستان توجه داشته باشند که عده ای در سایتهای مختلف از جمله بالاترین و دنباله از اعضای باند "سربازان گمنام امام زمان" هستند و وظیفه اینهاست که تخم یاس و بدبینی بپاشند از همین رو در این چند روز تلاش کرده اند که یکی به موسوی و کروبی بتازند و یکی هم اینکه مبارزه را دراز مدت ارزیابی کرده و پیروزی را به اینده ای نامعلوم حواله دهند و از طرف دیگر در میان نیروهای سبز اختلاف افکنی کند. البته نه آنگونه آشکار که مورد شناسائی سبزها قرار گیرند بلکه خیلی پیچیده که میتوان مورد نیک آهنگ و کدیور را از کارهای آنها دانست که با کمال تاسف خیلی ها در این دام افتادند.
جنبش سبز طیفهای وسیعی از جامعه را در بر میگیرد و لذا به همان صورت که نیک آهنگ حق دارد کاریکاتور هر فردی از جمله آقای موسوی را بکشد، جناب کدیور هم این حق را دارد که در مورد شعار " نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" نظر دیگری داشته باشد. بیایید این حق را برای همدیگر قائل شویم که همه یک جور فکر نمیکنیم و با سعۀ صدر دیدگاه های مختلف را در جنبش برسمیت بشناسیم، آنهم در عمل.
  حاکمیت بطور جدی از جنبش وحشت دارد و بخوبی آگاه است که نمیتواند برای هر مناسبتی قشون کشی کند لذا تلاش میکند در سایتهای مورد استقبال سبزها نفوذ کرده و اذهان را از مسئلۀ اصلی که استبداد خامنه ای است منحرف کند. باور کنید تا پیروزی راهی نمانده اگر نیروهای جنبش سبز انرژی خود را بیهوده هدر ندهند

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

پیش بسوی فریاد آزادی

در آستانۀ سالگرد جنبش شکوهمند سبز هستیم. جنبشی که خود باوری را در ایرانیان احیا نمود و سکوت سالهای سیاه استبداد دینی را شکست. جنبشی که آزادی را در سکوت جستجو کرد و لرزه بر اندام حاکمیت جور انداخت و میرود تا به بلوغ رسد و آزادی را فریاد زند و بساط دجالیت و استبداد دینی را برای همیشه از صحنۀ سیاسی ایران پاک کند

رهبر بی اراده

در جرس خواندم که تصمیمات مهم از اختیار آقای خامنه ای خارج شده و فرماندهان سپاه و نیروهای اطلاعات هستند که ادارۀ کشور را در اختیار گرفته اند. راستش را بخواهید قدری از این خبر جرس جا خوردم. چرا؟
از دست اندرکاران جرس هستند عده ای که بهر حال طی سالیان در حکومت بوده اند و از زیر و بم سیستم خبردارند و لذا باید بدانند که اساسا آقای خامنه ای فاقد وجاهت رهبری در بین برخی سران حکومت است و هرچند این عده در سخنرانیهایشان تلاش میکنند که مقام رهبری و بطریق اولی خامنه ای را به عرش اعلی برند اما همین آدمها ذره ای برای خامنه ای ارزش قائل نیستند و صد البته این امر بر خود آقای خامنه ای هم پوشیده نیست. اساسا خامنه ای از آن دسته افرادی است که از ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی فاقد هر گونه اتوریته ای بوده و برای همین هم میبینیم که در سالهای اول، کاملا وابسته به هاشمی بوده و برای کوچکتری مشکل هم به هاشمی مراجعه میکرده و از او کمک میخواسته، که این امر تا پایان ریاست جمهوری هاشمی ادامه داشته است. اما با روی کار آمدن خاتمی چرخشی را در رفتار خامنه ای مشاهده میکنیم که همانا رفتنش به سمت باند جنتی است.البته نباید تصور کرد که این چرخش به ارادۀ خامنه ای بوده، نه، چرا که خامنه ای کلا در جمهوری اسلامی قدرت انتخاب نداشته و هنوز هم ندارد. آنچه میتواند این چرخش را توجیه کند هجوم باند جنتی برای قبضۀ کامل قدرت است که با تهدید خامنه ای او را به سمت خود آورده و از همان سالها خامنه ای تبدیل شده به بلندگوی این باند. و تعجب من از این است که چگونه جرسی ها از این موضوع اظهار بی اطلاعی میکنند. و شگفت انگیزتر آنکه امثال آقای مهاجرانی خیلی بیشتر از اینکه مثلا خامنه ای تنها مترسک بی اختیار حاکمیت است میدانند و همچنان مهر سکوت بر لب زده اند و افشاگری نمیکنند.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

باز هم اعدام

هر شب ستاره ای به زمین میکشند و باز
این آسمان غمزده 
غرق ستاره هاست

آقای خامنه ای جنایتکار است

باز هم رژیم ولایت مطلقۀ فقیه، رژیم تشنۀ خون، جان 5 انسان آزاده را ستاند. این جان باختگان راه آزادی یقینا آخرین قربانیان رژیم جهل و جنایت ولایت مطلقه نخواهند بود و چنانچه در برابر این فاجعه سکوت کنیم، باز هم شاهد به خاک افتادن فرزندان این مرز و بوم خواهیم بود

آقای خامنه ای دستش تا مرفق به خون ملت ایران آغشته است و باید در دادگاه جنایت علیه بشریت محاکمه شود

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

" در طلیعۀ هجرت از شبی سیاه، ولی بیشک درخشان، بخوان ای همسفر با من
به یاد صبح آزادی 
بر آر از سینه فریادی"

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

سال پیروزی

در مسائل اجتماعی نباید و نمیتوان زمان مشخصی برای به رسیدن به اهداف مشخص تعیین کرد یعنی علمی نسیت که ما بگوئیم مثلا در فلان تارخ حکومت سرنگون میشود و یا تغییرات اساسی بوقوع میپیوندد. همۀ اینها درست ولی نمیدانم این چه صدائی است که همواره در گوشم زمزمه میکند: امسال، سال سرنوشت است. امسال، سال پیروزی آزادی است. امسال، سال ببار نشستن خون ندا و سهراب و هزاران شهیدی است که درتمام این سالهای مبارزه برای آزادی بخاک افتادند. امسال، سال پیروزی است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

شبه روشنفکران بی ریشه

اخیرا در جائی مصاحبه ای خواندم از علی میر فطروس. قصد پاسخگوئی به آنچه در مصاحبه مطرح شده ندارم بلکه میخواهم به یک نکته اشاره کنم و آن اینکه بعد از انقلاب 57، عده ای پیدا شدند که برای "نام" ، به روشنفکران و مبارزان قبل از انقلاب حمله کرده و تمامی کج رویهای جمهوری اسلامی را به پای گذشتگان نوشتند. و از انجا که خارج از کشور بسر میبردند میتوانستند بدون دغدغه هر آنچه میخواهند به مذهب حمله کنند و از برکت وجود نشریاتی چون نیمروز و کیهان چاپ لندن به نشر اثارشان بپردازند. از همین رهگذر "روشنفکر" و "محقق" بود که از چپ و راست  سر از این نشریات در میاورد. یکی از این "روشنفکران" بی وطن، ببخشید، دور از وطن همین جناب میرفطروس است که ید بیضائی در به خیال خودش مبارزه با مذهب دارد و از همان سالهای 60 به نگارش جزواتی در این مورد پرداخته و دربخشی از ایرانیان خارج از کشور هم برای خودش جائی باز کرده است. اما یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که چون تمامی گفتنیهای مربوط به مذهب را قبلا امثال کسروی در نوشته هایشان آورده اند لذا دست این جنابان چندان باز نیست و لذا مجبور از تکرار میشوند. جمهوری اسلامی برای این دسته از "روشنفکران" نعمتی آسمانی محسوب میشود دقیقا به همان شکلی که جنگ برای خمینی و نظامش نعمت بود
حوصله میخواهد و وقت تا به نوشته های این طیف پرداخته شود  

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

اندر افاضات جناب مهاجرانی

جناب مهاجرانی گویا فیلشان یاد هندوستان کرده که در مصاحبه ای چنان چرخش براستی کرده اند که ترحم آدمی را بر میانگیزد. البته قرار هم نبوده که امثال ایشان چندان آبی برای این جنبش گرم کنند، اما اینچنین چرخشی هم دور از انتظار مینمود. حال سوالی که از جناب مهاجرانی و همفکرانشان مطرح است این است که اگر قرار باشد در همچنان به همان پاشنۀ قانون اساسی فعلی و ولایت مطلقۀ فقیه بچرخد، مگر مردم مخ خر خورده بودند که به خیابان بیایند و کشته بدهند و زندان و شکنجه و تجاوز و... را تجربه کنند؟ این قانون اساسی تضادهای حل ناشدنی بسیار دارد که هر چه هم بخواهید بزکش کنید از کراهتش کاسته نمیشود. تغییرات اساسی لازم است تا بتوانیم دمکراسی را در ایران تجربه کنیم. آقای خامنه ای در تمام این جنایاتی که صورت گرفته نقش محوری داشته و همه میدانند که اگر دستور ایشان نبود، کسی جرات نمیکرد بسوی مردم تیراندازی کند. حال شما میگوئید با ایشان مشکلی ندارید؟ آقای خامنه بیمار روانی است و باید معالجه شود، نه اینکه فرمانروائی کند. باعث تاسف است از کسی با دانش شما که از این نکته غافل شده باشید که ولایت فقیه بزرگترین توهین به شعور یک ملت است و تا زمانیکه این جرثومه در قانون اساسی باشد سخن گفتن از مردم سالاری و آزادی، تنها یک شوخی بی مزه است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

خامنه ای بدنبال جنگ

آقای خامنه ای اگر فکر میکنی با راه اندازی جنگ میتوانی از دست مردم خلاصی یابی و چند صباحی به حاکمیت استبدادی ات ادامه دهی، سخت در اشتباهی. بدان در صورت وقوع جنگ مردم ایران از ولایت جابرانه ات حمایت نخواهند کرد، بلکه بر عکس، اینبار بر خلاف جنگ با عراق، امانت را خواهند برید و بساط دجالیتت را بر خواهند چید. اگر جنگ با عراق "نعمت" بود تا پایه های جمهوری اسلامیتان را مستحکم کنید، جنگ آینده سقوطتان را دو چندان تسریع میکند. مردم ایران از شما بیزارند این را بفهمید

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

نوروز پیروز آمد

.
نوروز امسال حال و هوای دیگری دارد، یعنی آنچه را سالها در انتظارش بودیم در ماههای گذشته بوقوع پیوست و امید به برچیده شدن بساط دجالیت و دروغ و مذهب ریائی در جانمان احیا شد. جنبشی جوانه زد که چشم براهش بودیم، جنبش فراگیر مردمی بر علیه حاکمیت زور و زر و تزویر.از این رو نوروزمان امسال تفاوتی کیفی با سالهای قبل دارد، هر چند نمیتوان منکر مبارزه ای بی امان در سالهای گذشته بود. نوروز بر همگی مبارزان راه آزادی ایران گرامی باد. باشد که سال 89، سال پیروزی نهائی مردم ایران بر سیاهی حاکمیت جور باشد

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

کشف دلیل حرام شدن چهارشنبه سوری

یکی از نزدیکان "مقام معظم رهبری" که نخواست نامش فاش شود، اعلام کرد که "حضرت آیه الله العظمی خامنه ای" سالها پیش در هنگام پریدن از روی آتش در شب چهارشنبه سوری دچار سوختگی شدند و یکی از بیضه های مبارک ایشان کاملا و بیضۀ مبارک دیگر تا قسمتی در حریق سوخت و لذا ایشان بعلت این حادثۀ اسف بار چهارشنبه سوری را حرام اعلام کردند. البته یکی دیگر از بستگان "مقام عظما" که البته نخواست نامش فاش شود به خبرنگار ما اعلام کرد از آنجا که آقا مجتبی زیاد با آتش بازی میکند، این فتوای تاریخی میتواند نیم نگاهی هم به سلامتی آقا زاده داشته باشد. حالا کسانیکه خواهان حلال شدن چهارشنبه سوری هستند اجماعا برای سلامتی بیضه های مبارک دعا کنند 

دیوانه و دشمنانش

از قدیم گفته اند که هیچ چیزی بی حد و مرز نیست و بنده هم همواره به این گفته باور داشتم تا اینکه با پدیده ای بنام "مقام معظم رهبری" آشنا شدم و از آن پس بود که قدری در این گفتۀ پیشینیان شک کردم. چرا؟ به دو دلیل خیلی ساده، یکی بلاهت ایشان که مرا شگفت زده میکند و دیگری خود شیفتگی ایشان است که باز هم اینجانب را شگفت زده میکند.میپرسید چگونه؟ عرض میکنم. اول از بلاهت مقام عظما شروع میکنم. ببینید الان بیش از 20 سال است که ایشان در حال ساختن دشمنان خیالی برای "نظام اسلامی" است و لذا 20 سال است که مجبور بوده اند که هر روز برای این دشمنان خیالی مصداقهای واقعی بتراشند و بدتر از آن از دیگران هم خواسته اند که این توهمات را پذیرا شوند و از همین منظر "سربازان گمنام امام زمان" را مامور یافتن این دشمنان میکردند و از آنجا که همین "سربازان گمنام..." پی به بلاهت آقا برده بودند، هر روز یکی را علم میکردند و مهر دشمن بر پیشانیش میکوبیدند و از آقا دست مریزاد میگرفتند. شک نکنید که اطرافیان "مقام معظم رهبری" پیشانی آقا را خوانده اند و همان بلائی را دارند سر ایشان می آورند که ،اگر سریال بسیار جالب دائی جان ناپلئون راددیده باشید، شوهر خواهر دائی جان بر سر ایشان آورد.خلاصه کنم، بلاهت آقا اگر حد و مرز میداشت باید تا کنون جائی خودش را نشان میداد. در مورد خود شیفتگی آقا هم درآینده خدمت خواهم رسید  

پهلوی ها و آزادی

مدتهاست فکر میکنم چرا باید یک عده مرتب از سالروز رضا شاه و عقدنامۀ محمدرضا و فرح و... بنویسند و با چنان آب و تابی که گویا بهشتی بوده ایران در زمانهای گذشته که اینان همه کارۀ این مملکت بوده اند. عجیب است، دم از آزادی و دمکراسی میزنند و رهبرانشان رضا خان و پسرش هستند! ای کاش قدری بر آزادی تامل کنند تا بدانند که چگونه بیش از 50 سال در زنجیر استبداد آن پدر و پسر بود. پدیدۀ نظام "اسلامی" نتیجۀ منطقی جنایتهای دوران سلطنت است که هر صدای مخالفی را با زندان و شکنجه و اعدام خاموش کردند و یک سکوت گورستانی بر کشور حاکم ، که خوب معلوم است که در گورستان روحانیت دست بالا را داشتند و در نهایت نظام مورد نظر خودشان را پیاده کردند. و اما اینهائی که دم از دمکراسی میزنند و همچنان به سلطنت پهلوی وفادارند، یا نمیدانند دمکراسی چیست، یا شناختی از پهلوی ها ندارند و یا نه، همه چیز را میدانند و دمکراسی را هم از همه بهتر میفهمند اما شارلاتانهائی هستند که بدنبال بازگشت به دوران غارت این سرزمین میباشند

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

یادش بخیر جلال ال احمد که در سالهای دهۀ 40 گل سرسبد جامعۀ روشنفکری ما بود و بی هیچ ترس و بیمی رژیم شاه و ساواکش را در همان اندازه های واقعی خودش میدید و اسیر بزرگنمائی عده ای نمیشد که ساواک را مطلق مایشا میدانستند. در نامه هایش، شاه را گوسالۀ سامری خطاب میکرد بدون ترس از اینکه مثلا ساواک پی ببرد و بیایند دنبالش. بگذریم. این جناب خامنه ای در مورد چهارشنبه سوری افاضاتی نموده که دلم نیامد از آن بگذرم. اول اینرا بگویم که بر خلاف تصور بعضی ها این رهبر معظم چندان هم معظم معظم نیست یعنی میخوام

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

شریعتمداری و مکافات

در خبرها آمده که گویا یکی از فاشیستهای رهبر در حال سر کشیدن ریق رحمت است. حسین شریعتمداری پس از سالها جنایت وضع جسمی وخیمی دارد. ای کاش نمیرد تا پیروزی جنبش سبز را ببیند و در دادگاه مردم به جنایاتش پاسخ گوید. بزرگترین شکنجه برای امثال شریعتمداری شادی مردم در فردای پیروزی است. فعلا که سیمای میلی به التماس افتاده که برایش دعا کنند! اینهم باید از اوامر خامنه ای باشد که روز به روز تنهاتر میشود